امشب شب قدر است    

امشب شب آرزوها نیز می باشد

آرزوهای امشب ،شاید رنگ و بوی دیگری داشته باشد!

شاید رنگ آبی

آبی آسمانی چشمهای فرزندان علی

شاید رنگ سبز 

نخلستانهای علی

شاید رنگ خاکی

رنگ زندگی علی که نامش ابوتراب بود و عمری مانند خاک بود در تواضع

و شاید رنگ سیاه

رنگ سیاه غضب علی بر دشمنان خدا،که همیشه تاریخ این کینه دیرینه در

قلوب دشمنانش مانده است

وشاید رنگ اشک

اشک چشم محبان علی

و امشب ای دوست گرامی من و تو چه رنگی داریم

دلم میخواست رنگ من نیز رنگ علی باشد

ولی گویا امشب همان شب آرزوهای اینگونه ماست

رنگ آرزوهایی که ما را از این دنیای دنی جدا میکند،و ما را تا مرز آرزوهای

کهکشانی سوق می دهد.

ای دوست دلم امشب بارانی است

دلم امشب هوای او را دارد

حسرت یکسال آمدن این شب عزیز را در دل می پرورانیم و امشب که د ر آن

هستیم گویی بُهتی حیرت انگیز من را فرا گرفته است

از آقایِ این شبها ،از مولایِ خود میخواهم که مرادر این شب عزیز یاری رساند

در این لیالی که ارزش فراوانی دارد.

خدایا فریادِ این بنده ات را بشنو و بدان که هرچند سنگین بارم ولی خرسندم

که خدایی چون تو را دارم

امید مرا نا امید نکن ، ای خالق بی همتا !