هدیه به بانوی یاقوتها و یاسهای کبود

،هديه به بانوي ياس ها:

انارگونه نگاهم ترك ترك ...بانو!

دلم به نازكي بال شاپرك ..بانو !

ميان آتش و ديواربي كسي هرشب

مرا سياهي غم  مي زند كتك...بانو!

كمي به فكرمن اي كاش ياشي اي خورشيد!

كمي كني به دل خسته ام كمك ... بانو!

وروح من  كه پرازمرگ هاي  تكراري است

به زنده بودن خود نيزكرده شك...بانو !

مرا به لحظه ي لبخند فرق در محراب

بزن براي كنيزي خود محك ...بانو

بخواه باغ انارم؛ دلم ...شود آرام

كه از غمت شده قلبم ترك ترك ...بانو

در مراسم عزاى ميت باشتاب بايد شركت كرد


(( ان النبى صلى الله عليه و آله قال : اذا دعيتم الى العرسات فابطوا، فانها تذكر الدنيا و اذا دعيتم الى الجنائز فاسرعوا، فانها تذكر الاخرة .(196)
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: وقتى كه به مجالس ‍ عروسى دعوت شديد، تاءنى كنيد و شتاب نكنيد، زيرا اين مجالس ‍ انسان را به ياد دنيا مى اندازد و هنگامى كه به مراسم عزادارى ميت دعوت شديد، شتاب كنيد، چون انسان رابه ياد آخرت مى اندازد.
اين سطر جاده ها كه به صحرا نوشته اند
ياران رفته از قلم پانوشته اند
لوح مزارها همه سربسته نامه ها است
كز آخرت بمردم دنيا نوشته اند

یک نفر مرا می فهمد

یک نفرهست که بسیار٬مرامی فهمد

ازپس اینهمه دیوار٬مرامی فهمد

یک نفرهست خدایی ترازآوازبهار

مثل خورشید وسپیدار٬مرامی فهمد

آنچنانی که منم ٬دردمرامی داند

حرفهای دل بیدار٬ مرامی فهمد

اورسولی ست که ازعرش خداآمده است

لحظه ی مبهم دیدارمرامی فهمد

من به آرامش تقویمی تکرارکسی

دلخوشم اینهمه هربارمرامی فهمد

غزلم زخمی یک پچ پچ  بیهودگی است

اوبراین واقعه اظهارمرا می فهمد....

 

عکس زیبا

به سه شخص رحم مى كنم

از امام صادق عليه السلام نقل شده كه آن حضرت فرمود: من به سه شخص رحم مى كنم و سزاوار است كه آنها رحم شود:
1- به عزيزى كه پس از عزت و احترام خوار و ذليل شده باشد
2- به ثروتمندى كه پس از ثروت و دارا بودنش محتاج شده باشد
3- به دانشمند و عالمى كه خانواده اش و نادانان او را پست و خوار شمارند.
و در حديث ديگرى آمده كه آنحضرت فرمود: (( ((اكرموا عزيز اذل و غنيا افتقر و عالما ضاع فى زمان جهال )) ))
يعنى : اكرم و احترام كنيد عزيزى را كه ذليل شده ، و توانگرى را كه فقير گشته و دانشمندى كه در ميان نادانان قرار گرفته و ضايع شده است

مشاعره

مجادله درادبيات بر سر يک خال
 

حافظ
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
به خال هندويش بخشم سمرقند بخارا را

صائب تبريزي
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
بخال هندويش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چيز مي بخشد ز مال خويش مي بخشد
نه چون حافظ که مي بخشد سمرقند و بخارا را

شهريار
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
بخال هندويش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس چيز مي بخشد بسان مرد مي بخشد
نه چون صائب که مي بخشد سرو دست و تن و پا را
سر و دست و پا را به خاک گور مي بخشند
نه بر آن ترک شيرازي که برده جمله دلها