راز دل

   
می پرسی تو را دوست دارم؟

حتی اگر بخواهم پاسخ دهم نمی توانم

مگر می شود با کلمات ، احساس دستها را بیان کرد؟

مگر ممکن است با عبارات شرح داد که آن زمان که با دیدگان پر اندیشه
 
و روشن بین به من می نگری چه نشاط و لطفی دلم را فرا می گیرد ؟

می پرسی تو را دوست دارم ؟ مگر واقعا پاسخ این سوال را نمی دانی ؟

مگر خاموشی من ، راز دلم را به تو نمی گوید ؟

مگر آه سوزان از سر نهان خبر نمی دهد ؟

راستی آیا شکوه آمیخته به بیم و امید ، که من هر لحظه هم می خواهم

به زبان آورم و هم سعی می کنم که از دل بر لبم نرسد ، راز پنهان مرا به
تو نمی گوید ؟

عزیز من ! چطور نمی بینی که سراپای من از عشق به تو حکایت می کند

همه ذرات وجود من با تو حدیث عشق می گویند ، بجز زبانم که خاموش

است!!!


 

لحظه های بی تو بودن

www.statusfashions.tk
 
گریستن خوب نیست مگر بشود جوری گریست که چشمها نفهمند
روزی که گفتی منتظر باش و رفتی تنها شدم وگریستم  ، اما هم اکنون تنها نیستم انتظار با من است ولی هر دو با هم 
می گرییم
 
يادمه يه آرزو بود هميشه موندن با هم
واسه زخم دل تنها .. يادمه تو بودي مرحم
ولي اون روزا گذشته .. ديگه نيستي كه بدوني
كاش مي شد بهت مي گفتم : من مي خوام پيشم بموني
با يه دنيا اشك و غصه ... نمي خوام بي تو بمونم
توي اين غروب دلگير شعر رفتن رو بخونم
ولي اون روزا گذشته .. شايد از ياد تو رفتم
كاش كه بودي و مي ديدي من هنوز عاشقت هستم
من صدات رو نشنيدم ... نم اشكات رو نديدم
توي آشيون قلبت من نموندم و پريدم
ولي امروز ياد عشقت منو تنها نميزاره
لحظه هاي بي تو بودن .. تو رو ياد من مياره
من همونم كه چشاتو .. پر اشك و گريه كردم
حالا راه شهر عشقو .. من نرفته بر مي گردم
بر مي گردم تا هميشه .. قدر احساس رو بدونم
شايدم هميشه بايد .. بي تو من تنها بمونم
 
www.statusfashions.tk

حرف دل

سلام - می دانم باید بگویم حالم خوب است اما نمی توانم چون خوب بودن بی یاران اصلا مزه ای ندارد - مزه اش انگار طعم ته خیار می دهد - دیروز باز هم سر مزار شهدا رفتم این شهید حاج امینی مظهر شهادت همرزم دیرین را دیدم که گویا روی سبزه ها نشسته و با من صحبت می کند و همه اش می خندد - گفتم چرا می خندی ؟دیدم حق با اوست چون انقدر توی دنیا ماندنمان تکراری و خسته کننده شده که مسخره هم دارد رویش را بوسیدم و خداحافظی کردم و تنها دلخوشیم این بود که جمعه آقایمان به ما سری بزند و این هفته هم هرچه منتظرش ماندیم نیامد و هق هق گریه هایم بی جواب ماند گفتم - اقا جان قربون اون مهر و وفات برم خودت گفتی رنج شیعیانم برام سنگینه ندیدن تو دلمو بد جوری به درد اورده و چشمانم دیگه توان خود را از دست داده و ضعیف شدند جان مادرت بیاااااااااا - یادت باشه جمعه رو. قسمت دادم به جان مادرت که حتی ملائکه با شنیدن نامش لرزه بر جانشون می افته - پس بیا و شام تاریک ما را سحر کن - فدایت شوم

« اگر مانديد ، بنويسيد ، حقانيت و مظلوميت اين بچه ها را »

۱

حاج احمد واعظی

روضه حضرت رقیه (س)

*

452

۲

حاج احمد واعظی

ای پدر،ای پدر، جان عمه بگو

*

681

۳

حاج احمد واعظی

آن طرف طفلی سه ساله، خفته بر زانوی بابا

*

347

۴

حاج احمد واعظی

عجب رسمیه رسم زمونه، دختر سلطان کنج ویرونه

*

618

شهادت حضرت رقیه سوم صفر بود تسلیت عرض میکنم و به همین مناسبت بالا ۴فایل صوتی را گذاشتم که در صورت تمایل دانلود فرماییدهمون علامت ستاره برای دانلود میباشد و دعامون کنید ...


سالهاست از آن دوران جنگ مي گذرد و هر روز از شهدا دورتر و دورتر
مي شويم .
البته گه گاهي چنين يادي مي شود و
احتمالا قطره اي هم اشك ريخته مي شود ،
اما در واقع هنوز نمي دانيم آنها اميد به چه كساني داشتند و
بخاطر كدام انديشه و هدف رفتند ...


آيا به همين زودي بايد پلاكهاي غبار گرفته ،
مفقودالجسدهايمان از گردن غيرت فرو افتد ؟؟؟

 

راه باز است ، معبر ها همه پاك شده اند ،لابلاي سيم خاردارها
پلاك ها چشمك مي زنند و شهدا هنوز ايستاده اند
و با سر انگشت وفا ، نقطه رهايي را نشان مي دهند .
خط هنوز شكسته نشده است ،
كوله پشتي بسيجي ها لب خاكريز نشسته است .
فرمانده فرياد مي زند :
سنگر بكن اي برادر ، امروز هم جنگ است
امروز اما قلمها ، سرنيزه هاي تفنگ است
امروز ميدان معنا ، خود عرصهء كارزار است
هر وا‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژه اي يك گلوله ، هر جمله يك تفنگ است
قلم هايي به عدد اراده ها
بايد دست به كار شد . اينجا مجنون است ، جزيره عاشقان .
صداي فرمانده از
لابه لاي نيزارها تا اعماق تاريخ مي رسد :
« اگر مانديد ، بنويسيد ، حقانيت و مظلوميت اين بچه ها را »

يا صاحب الزمان روحي و جسمي فداك - بابي انت و امي و جسمي و مالي

 

برگرد بي تو بغض فضا وا نمي شود

يك شاخه ياس عاطفه پيدا نمي شود

بر صفحه دلم تو نوشتي صبور باش

قلبم غبار دارد و معنا نمي شود

گفتي صبور باش و آينده را نگر

پروانه كه صبور و شكيبا نمي شود

زيبا گلي كه پسنديده ام تويي

گل مثل چشمهاي تو زيبا نمي شود

يا صاحب الزمان ادركني

 

عباس مظهرغیرت - روحی فداک

به دریا پا نهاد و تشنه لب بیرون شد از آب

جوانمردی نگر همت ببین غیرت تماشا کن