شفاعت می جویم از مادر
غم عشق
غم عشق تواز روز ازل بود
به هر بیت دو بیتی و غزل بود
از آن روزی که ما را آفریدند
درون خونمان عشق تو حل بود
***
سجده
کسی همچون من اینجا رو سیه نیست
و کس را چون من امید نگه نیست
ملائک سجده بر آدم چو کردند
گمانم سجده بر زهرا گنه نیست
***
هجرت
در این عالم به جز عترت نخواهم
شفائی غیر از این تربت نخواهم
گرفتارم گرفتار غم عشق
از این غم لحظه ای هجرت نخواهم
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر ۱۳۸۵ ساعت 14:13 توسط رحیم-نیکنام
|
*يَااَبَاالحَسَنِ يَا مُوسَي بنَ جَعـفَرٍ، اَيُّهَا الکـاظِـمُ يَابنَ*