سخن امروز:
سخن امروز:
بدانكه از نعمتهاي الهي هيچ چيز بهتر از (حكمت) نيست
و (حكيم) كسي است كه فكر و قول و عمل او مانند هم باشند.
بیت امروز:
ما ز ياران چشم ياري داشتيم
خود علط بود آنچه ما پنداشتيمدم
تا درخت دوستي بر كي دهد
حاليا رفتيم و تخمي كاشتيم
حديث روز:
|
حضرت محمد (ص)
هر كه براي خدا فروتني نمايد، خداوند او را بالا برد |
حيلت رها کن عاشقا ديوانه شو ديوانه شو و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
هم خويش را بيگانه کن هم خانه را ويرانه کن وآنگه بيا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
رو سينه را چون سينهها هفت آب شو از کينهها وآنگه شراب عشق را پيمانه شو پيمانه شو
بايد که جمله جان شوي تا لايق جانان شوي گر سوي مستان ميروي مستانه شو مستانه شو
انديشهات جايي رود وآنگه تو را آن جا کشد ز انديشه بگذر چون قضا پيشانه شو پيشانه شو
قفلي بود ميل و هوا بنهاده بر دلهاي ما مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو
گر چهره بنمايد صنم پر شو از او چون آينه ور زلف بگشايد صنم رو شانه شو رو شانه شو
تا کي دوشاخه چون رخي تا کي چو بيذق کم تکي تا کي چو فرزين کژ روي فرزانه شو فرزانه شوحيلت رها کن عاشقا ديوانه شو ديوانه شو و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
هم خويش را بيگانه کن هم خانه را ويرانه کن وآنگه بيا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
رو سينه را چون سينهها هفت آب شو از کينهها وآنگه شراب عشق را پيمانه شو پيمانه شو
بايد که جمله جان شوي تا لايق جانان شوي گر سوي مستان ميروي مستانه شو مستانه شو
انديشهات جايي رود وآنگه تو را آن جا کشد ز انديشه بگذر چون قضا پيشانه شو پيشانه شو
قفلـي بود ميل و هوا بنهاده بر دلهاي مـا مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو
گر چهره بنمايد صنم پر شو از او چون آينه ور زلف بگشايد صنم رو شانه شو رو شانه شو
تا کي دوشاخه چون رخي تا کي چو بيذق کم تکي تا کي چو فرزين کژ روي فرزانه شو فرزانه شو
هم خويش را بيگانه کن هم خانه را ويرانه کن وآنگه بيا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
رو سينه را چون سينهها هفت آب شو از کينهها وآنگه شراب عشق را پيمانه شو پيمانه شو
بايد که جمله جان شوي تا لايق جانان شوي گر سوي مستان ميروي مستانه شو مستانه شو
انديشهات جايي رود وآنگه تو را آن جا کشد ز انديشه بگذر چون قضا پيشانه شو پيشانه شو
قفلي بود ميل و هوا بنهاده بر دلهاي ما مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو
گر چهره بنمايد صنم پر شو از او چون آينه ور زلف بگشايد صنم رو شانه شو رو شانه شو
تا کي دوشاخه چون رخي تا کي چو بيذق کم تکي تا کي چو فرزين کژ روي فرزانه شو فرزانه شو
رو سينه را چون سينهها هفت آب شو از کينهها وآنگه شراب عشق را پيمانه شو پيمانه شو
بايد که جمله جان شوي تا لايق جانان شوي گر سوي مستان ميروي مستانه شو مستانه شو
انديشهات جايي رود وآنگه تو را آن جا کشد ز انديشه بگذر چون قضا پيشانه شو پيشانه شو
قفلي بود ميل و هوا بنهاده بر دلهاي ما مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو
گر چهره بنمايد صنم پر شو از او چون آينه ور زلف بگشايد صنم رو شانه شو رو شانه شو
تا کي دوشاخه چون رخي تا کي چو بيذق کم تکي تا کي چو فرزين کژ روي فرزانه شو فرزانه شوحيلت رها کن عاشقا ديوانه شو ديوانه شو و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
هم خويش را بيگانه کن هم خانه را ويرانه کن وآنگه بيا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
رو سينه را چون سينهها هفت آب شو از کينهها وآنگه شراب عشق را پيمانه شو پيمانه شو
بايد که جمله جان شوي تا لايق جانان شوي گر سوي مستان ميروي مستانه شو مستانه شو
انديشهات جايي رود وآنگه تو را آن جا کشد ز انديشه بگذر چون قضا پيشانه شو پيشانه شو
قفلـي بود ميل و هوا بنهاده بر دلهاي مـا مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو
گر چهره بنمايد صنم پر شو از او چون آينه ور زلف بگشايد صنم رو شانه شو رو شانه شو
تا کي دوشاخه چون رخي تا کي چو بيذق کم تکي تا کي چو فرزين کژ روي فرزانه شو فرزانه شو
هم خويش را بيگانه کن هم خانه را ويرانه کن وآنگه بيا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
رو سينه را چون سينهها هفت آب شو از کينهها وآنگه شراب عشق را پيمانه شو پيمانه شو
بايد که جمله جان شوي تا لايق جانان شوي گر سوي مستان ميروي مستانه شو مستانه شو
انديشهات جايي رود وآنگه تو را آن جا کشد ز انديشه بگذر چون قضا پيشانه شو پيشانه شو
قفلي بود ميل و هوا بنهاده بر دلهاي ما مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو
گر چهره بنمايد صنم پر شو از او چون آينه ور زلف بگشايد صنم رو شانه شو رو شانه شو
تا کي دوشاخه چون رخي تا کي چو بيذق کم تکي تا کي چو فرزين کژ روي فرزانه شو فرزانه شو
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۸۵ ساعت 19:57 توسط رحیم-نیکنام
|
*يَااَبَاالحَسَنِ يَا مُوسَي بنَ جَعـفَرٍ، اَيُّهَا الکـاظِـمُ يَابنَ*