ای یوسف زهرا ..
|
ای آفتاب خوبان، می جوشد اندرونم یکساعتم بگنجان، در سایه عنایت در این شب سیاهم گم گشت، راه مقصود از گوشه ای برون آی، ای کوکب هدایت حافظ |
بیـــا ای ماهـتـــاب شــام تارم
که از هجرت سیه شد روزگارم
نمی دانم چه سـازم با غــم تو
به پایان کی رسد این اتنظــارم
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۸۵ ساعت 9:21 توسط رحیم-نیکنام
|
*يَااَبَاالحَسَنِ يَا مُوسَي بنَ جَعـفَرٍ، اَيُّهَا الکـاظِـمُ يَابنَ*